شهید م ع حرم جاوید یوسفی

درخواست حذف این مطلب


پس از سه ماه که فاطمه رضایی وارد زندگی مشترک با شهید جاوید می شود، جاوید یوسفی علاقه خود را به شهادت به زبان های مختلف بیان می کند،فاطمه رضایی می گوید: « زمانی که اخبار فلسطین را می دید می گفت کاش می شد که من بروم و بجنگم. های دفاع مقدس زیاد می گرفت و با هم نگاه می کردیم».

شهید جاوید یوسفی به دعوت حضرت زینب (س) راهی می شود، رضایی درباره خو که شهید جاوید یوسفی دیده بود، می گوید: « منزل پدر جاوید بودیم. صبح که از خواب بیدار شد خیلی دگرگون بود و گفت خواب دیدم در قبر خو ده بودم. قبرم تاریک بود و یک عقرب روی ام راه می رفت خیلی ترسیده بودم تا اینکه خانمی نورانی آمد و قبرم روشن شد و گفته جاوید تو از مایی بلند شو».

شهید یوسفی پس از این خواب به دنبال راهی برای رفتن به می گشت تا اینکه به مشهد رفت و با تیپ فاطمیون آشنا شد. رضایی می گوید: « آن زمان یسنا ۵ ماه داشت و زمانی که گفت می خواهم به بروم من مخالفت . آنقدر برایم از اهمیت دفاع از حرم اهل بیت گفت و اینکه اگر راضی نباشی مرتکب گناه می شوی که من هم راضی شدم».

همسر شهید یوسفی می افزاید: «در این مدت در هر فرصتی به من می گفت برو کاغذ بیاور تا وصیت نامه بنویسم و من هم با شوخی و خنده با این نوع صحبت هایش برخورد می . یک انگشتر و تسبیح داشت که همیشه همراهش بود در حرم رضا (ع) تبرکشان کرده بود، می گفت این دوتا مثل همیشه با هم هستند و بعد که ان شاء الله باز شد این دو تا با هم به زیارت می روند، بعد از اینکه من رفتم تو هم بیا..

@agamahmoodreza