عملیات صحرای و عراق

درخواست حذف این مطلب


قربة الى الله

عملیات صحرای و عراق

بخش اول/

صحرایی بسیار مهم برای جبهه مقاومت و البته دشمن

بیابانی که در آن نفس های به شماره افتاده بود و آ ین دست و پاهایش را برای بقا میزد

دشتی خشک و پُر از پوشش خارهای بی رحم که روزگاری اهل بیت اباعبدالله علیه السلام را به اسارت از آن عبور داده بودند به مقصد شام

توصیف شرایط آن صحرا با نوشتن کلمات سخت نیست ، غیر ممکن و نشدنی است !

از طوفان های شنی اش بگویم یا از گرمای ٦٠ درجه ای ظهر های تابستانش

طوفانی که یک درصد از بخش ناچیز آن ، میشود بحرانی مثل هوای اهواز

یا گرمایی که مجال حیات بر هیچ جانداری نمیدهد ، چه رسد که بخش مهمی از عملیات ماه رمضان و عطش باشد!

صحرانشینی عجیب است

با صحرا که انس بگیری ، خدا به صحنه می آید

جل جلاله

بخش دوم/

ماه ها رزمنده ها درگیر این عملیات بودن

بعد از آزادسازی دیرا ور ، برای آ ین مرحله عملیات باید کل صحرا را از تا عراق عبور میکردیم

چند روز قبل ، دشمن به بچه ها تاخت زده بود و تعدادی شهید داده بودیم

همان معرکه ی معروف شهید حججی و رشادت های حسین قمی (شهید مرتضى حسین پور)

که اگه نبود غیرت و درایت این فرمانده ی شجاع ، اتفاق بسیار تلخ تری می افتاد

برای عبور از صحرا و رسیدن به هدف کاروان عظیمی از رزمندگان و تجهیزات و سلاح و مهمات آماده شده بود

خیلی نگران بودیم ، که این حجم از افراد و سلاح در این صحرای باز و مکشوف رو به سلامت به مقصد برسونیم

از لحظه شروع ، اسم بانوی دو عالم حضرت #فاطمة_زهراء سلام الله علیها به زبان ها آمد و ذکر لب همه در طول مسیر اسم بی بی شد

ظهر شد ، تا نیمه های مسیر رفته بودیم

ایستادن و توقف در این صحرای بی پوشش خیلی خطرناک بود

اما برای اول وقت ایستادیم

بعضی ها مخالفت د که بریم ، اما فرمانده گفت همین اول وقت برکت و توفیق در کار می آره

بعد از ، بچه ها که همه غرق در خاک شده بودن با همون وضع ناهار با صفاشونم خوردن و دوباره راهی شدیم

توی صحرا کافیه ماشین اول راه بیفته تا دید همه ماشین های پشت سر کور بشه و هیچی جز خاکِ جلوشون رو نبینن و فقط همونو دنبال کنن

انقدر طول کاروان بلند بود که سر و ته نداشت

ارتباط هم خیلی سخت بود برای کنترل و هدایت

اگر ماشینی یک متر اشتباه میرفت ، ادامه ی اون انحرافِ یک متری ، کیلومتر ها میشد که ممکن بود از دل دشمن سر در بیاره

توی همچین وضعیتی یک کاروان از به صورت عمود به کاروان ما در حال حرکت بود

نه ما از آنها خبر داشتیم نه آنها از ما

اما خدا از همه چیز خبر داشت

اول وقت و تاخیر ۴۵ دقیقه ای و آن ذکر یا فاطمه و یا زهرای طول مسیر ، کار خودش رو کرد

ما عبور کردیم و کاروان مماس با آ ین ماشین های ما رد شد

دو سه ماشین آ کاروان ما که با فاصله زیاد از ما حرکت می ، رسیده بودن به آ ین ماشین های و به اشتباه چند کیلومتری هم دنبالشون رفته بودن و تا متوجه شده بودن که چه خبره بی سر و صدا گازش رو گرفته بودن و برگشته بودن

فقط خدا میدونه اگه این دو کاروان به هم خورده بود چه اتفاقی میفتاد وسط اون صحرا

معروفه توی بچه های جبهه و جنگ از ٨ سال دفاع مقدس تا م عین حرم ، که همیشه هر جا نام مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها اومده چطور گره ها باز شده و کار موفق شده

صلى الله علیک یا فاطمة ا هراء

مادران ء روزتون مبارک

@sangar_neveshteh